![]() |
![]() |
|
|
گر عشق بودي ميديدمت
اگر دريا بودي غرق دلت ميشدم اگر صدا بودي ميشنيدمت
ولي افسوس عشق سردي بودي كه به غلط چون گل بوئيدمت چون يار خواستمت و چون شعر خواندمت ولي افسوس... از گل بودنت فقط خار از آن من بود فقط جوراز آن من بود كه اي كاش معناي دگري داشت عشق كه اي كاش من نبودم و اگر اينبار آب حيات هم شوي نمي خواهمت هيچ عطرت که میرفت دلم برای بدرقه تا دم در رفت و دیگر بر نگشت
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم مهر 1384ساعت 14:43 توسط نــرگـس |
|
سلام دوستاي خوبم خوبين؟ اول بايد از كامنت هاي زيباتون تشكر كنم و از اينكه منو تنها نذاشتين و با كامنت هاتون منو خوشحال كردن يه دنيا ممنونم
نمي دونم چي بايد بنويسم.....! اما اينو ميدونم كه بايد بنويسم ......! اما نمي دونم چطوري بايد بنويسم ... آخه نوشتنش خيلي برام سخته ... چه جوري بگم يه كاري كردم كه خيلي پشيمونم، خيـــــلي ... آخه باورم نميشه كه يكي رو از خودم رنجوندم ..... حالا چه جوري بهش بگم كه عمدي نبوده چه جوري بهش بگم بخاطره خودش بوده چه جوري بهش بگم كه دلتنگي خيلي بهم فشار مياورد فقط ميخواستم از حال و روزش با خبر بشم ........... همين از همون اول كه مي خواستم اين كارو بكنم قسم خوردم كه يه روزي حتما بايد بهش بگم ..... اما حالا كه بهش گفتم..... وااااااااااي اما نه قسم خورده بودم .... از اون مهمتر بهش قول داده بودم كه هيچ وقت چيزي رو ازش پنهون نكنم ... پس بايد بهش ميگفتم اما الان با گفتنم ناراحتش كردم ... گاهي وقتا با خودم ميگم كاش بهش نميگفتم، اون كه هيچ وقت نميفهميد؛ اما باز ميگم نـــه پس قسمي كه خوردم چي؟... قولي كه بهش داده بودم چي؟........ قديميا ميگن ( هر حرفي رو كه نبايد گفت ) اما خوب چي كار كنم درسته كه اگه بهش نميگفتم هيچ وقت نميفهميد، اما خودم چي اما با گفتنم ناراحتش كردم مي دونم كه توقع زياديه، اما ازش مي خوام اين موضوع رو فراموش كنه از همينجا ازش معذرت مي خوام ... ميخوام كه منو ببخشه .......... چشمهایت.......
سکوت را بهانه می کند! می گویند که لبریز از.... حادثه پروازی؟ معصومیت نگاهت..... کهکشان خیالم را بارانی می کند! دستهای منتظرم...... ثانیه ها را هجو می کند! بگو که رهگذر کو چه خواهی بود؟ مگذار کبوتر شعر هایم ...... بی آشیان باشد!
با من بمان،
*** با من بمان، *** با من بمان، ***
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم مهر 1384ساعت 2:35 توسط نــرگـس |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
وسعت هر دلي به اندازه حرفهايي است كه براي نگفتن دارد......
|
| نوشته هاي پيشين |
|
شهریور 1386 اردیبهشت 1386 آبان 1385 شهریور 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 بهمن 1384 دی 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 |