سلام دوستاي خوبم خوبين؟ اول بايد از  كامنت هاي زيباتون تشكر كنم و از اينكه منو تنها نذاشتين و با كامنت هاتون منو خوشحال كردن يه دنيا ممنونم

نمي دونم چي بايد بنويسم.....!  اما اينو ميدونم كه بايد بنويسم ......!

اما نمي دونم چطوري بايد بنويسم ...  آخه نوشتنش خيلي برام سخته ... چه جوري بگم يه كاري كردم كه خيلي پشيمونم، خيـــــلي ... آخه باورم نميشه كه يكي رو از خودم رنجوندم ..... 

حالا چه جوري بهش بگم كه عمدي نبوده  

چه جوري بهش بگم بخاطره خودش بوده

چه جوري بهش بگم كه دلتنگي خيلي بهم فشار مياورد

فقط ميخواستم از حال و روزش با خبر بشم ........... همين

از همون اول كه مي خواستم اين كارو بكنم قسم خوردم كه يه روزي حتما بايد بهش بگم .....

اما حالا كه بهش گفتم..... وااااااااااي كاش نمي گفتم!   عجب حماقتي كردم ......

اما نه قسم خورده بودم .... از اون مهمتر بهش قول داده بودم كه هيچ وقت چيزي رو ازش پنهون نكنم ... پس بايد بهش ميگفتم

اما الان با گفتنم ناراحتش كردم ... گاهي وقتا با خودم ميگم كاش بهش نميگفتم، اون كه هيچ وقت نميفهميد؛ اما باز ميگم نـــه پس قسمي كه خوردم چي؟...  قولي كه بهش داده بودم چي؟........

قديميا ميگن (‌ هر حرفي رو كه نبايد گفت )  اما خوب چي كار كنم درسته كه اگه بهش نميگفتم هيچ وقت نميفهميد، اما خودم چي  با وجدان خودم چي كار بايد ميكردم

اما با گفتنم ناراحتش كردم...... نمي دونم با گفتنم صداقتمو نشون دادم يا حماقتمو ...؟

مي دونم كه توقع زياديه، اما ازش مي خوام اين موضوع رو فراموش كنه

 از همينجا ازش معذرت مي خوام ... ميخوام كه منو ببخشه ..........

چشمهایت.......

سکوت را بهانه می کند!

می گویند که لبریز از....

حادثه پروازی؟

معصومیت نگاهت.....

کهکشان خیالم را بارانی می کند!

دستهای منتظرم......

ثانیه ها را هجو می کند!

بگو که رهگذر کو چه خواهی بود؟

مگذار کبوتر شعر هایم ......

بی آشیان باشد!

x

با من بمان،
نه مثل هميشه
اما،
برای هميشه!

***
با من بمان،
اگر چه گاه
_ به حسب نياز
نقابها بستيم،
دروغها گفتيم

با من بمان،
اگر چه گاه
_ به حسب غرور
به قهر بنشستيم،
به انزوا رفتيم

***
با من بمان،
_که با نبودن تو
اگرچه نگفتم،
عذابها ديدم

با من بمان،
_که با نديدن تو
اگر چه نخفتم،
چه خوابها ديدم

***
با من بمان،
که با تمام آنچه نداری
_ و يا داری
ميخواهمت،
نه مثل هميشه
اما،
برای هميشه

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم مهر ۱۳۸۴ساعت 2:35  توسط نــرگـس پــــر پــــر شــد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو
درباره وبلاگ
وسعت هر دلي به اندازه حرفهايي است كه براي نگفتن دارد......

نوشته هاي پيشين
مهر ۱۳۸۷
شهریور ۱۳۸۶
اردیبهشت ۱۳۸۶
آبان ۱۳۸۵
شهریور ۱۳۸۵
تیر ۱۳۸۵
خرداد ۱۳۸۵
اردیبهشت ۱۳۸۵
فروردین ۱۳۸۵
بهمن ۱۳۸۴
دی ۱۳۸۴
آبان ۱۳۸۴
مهر ۱۳۸۴
شهریور ۱۳۸۴
مرداد ۱۳۸۴
همدلان سکوت عشق

مهربونم...حالا که بدجوری سزاواره توام با من باشد

 قلب تنها


سرزمين دور

 ز صداي سخن عشق نديدم خوشتر


ecom

همه چي و هيچي

تـــــــــــــــينا

پسران تيفوسي

..:: به شکوه عشق ::..



.:: قفس دلتنگي هاي من ::.
.:: .مهربونم...حالا که بد جوري سزاواره تو ام با من باش ::.
.:: صداي سکوت ::.
.:: ورود ممنوغ ::.
.:: عشق مي ماند انسان ها هستند که عوض مي شوند ::.
.:: کلبه ی دلتنگی های من ::.
.:: ღღ My Love Is Tivaღღ ::.
.:: باراني بايد تا که رنگين کماني برآيد ::.
.:: تاوان عشق ::.
.:: بي تو ميميرم نازنينم ::.
.:: پرنده عاشق ::.
.:: وقتي دلگيري و تنها ::.
.:: اي در دل من اصل تمنا همه تو ::.
.:: به نام يگانه لايق پرستش ::.
.:: به ياد حاجي بابا ::.
.:: تنها ترين عاشق ::.
.:: قلب شکسته. . . . ! ::.
.:: ??دنياي پراز عشق?? . . . . ! ::.
.:: شب هاي تنهايي ::.
.:: تلاطم عشق ::.
.:: آتش گناه ::.
.:: دل شکسته شهر عشق ::.
.:: هفت شهر عشق ::.
.:: عاشقان دل شکسته ::.
.:: عشق نیکو ::.
.:: ღღعشقღღ ::.
.:: من و عاشقی ::.
.:: عاشقانه ها ::.
.:: شیرین و فرهاد ::.
.:: عاشق بارووووووووون . . . . ! ::.

Free file hosting by Ripway.com


www.irLearn.com